حسن حسن زاده آملى

165

هزار و يك كلمه (فارسى)

يعنى به دام سر زلف افتادن همان و از بند غم و غصه نجات يافتن همان پس ديدهء بصيرت آدمى را حجابى جز غبار كدورات نفس نيست و همين كه در چشمه عشق پاك شد ديده بر آن پاك انداخت أعنى تا اين را ببرد آن را بديد . اما چار تكبير : نمازگزار چون وضو ساخت و به نماز ايستاد در آغاز اذان چهار تكبير دارد ، و در اقامه نيز چهار تكبير دو در آغاز و دو در انجام . اين مطلب را در تقريب و استيناس ذهن به معنى بيت تذكر داده‌ايم ولى بايد در چهار تكبير سرّى نهفته باشد . اين فقير الى الله الغنى وقتى جواهر الاسرار منتخب مفتاح الاسرار را - « 1 » كه با شرح اشعة اللمعات جامى و چندين رسالهء ديگر سودمند در يك مجلد در سنه 1353 ه ق به طبع رسيده است - مطالعه مىكرد ، دربارهء مراتب توحيد به اين عبارت صاحب كتاب رسيد ( ص 306 ) : بدانكه توحيد را به اعتبار مراتب وجود سه مرتبه است : اول توحيد عام است و آن را توحيد تصديقى گويند كه عوام تصديق كرده‌اند كه آفريدگار يكست و يگانه است الخ . توحيد ثانى : توحيد ثانى توحيد اهل استدلال است كه علما به دليل عقلى بعد از ايمان انواع علوم را با يكديگر تطبيق و توفيق دهند و به معارضه و مجادله مقدمات نقليه و برهانات عمليه اثبات كنند كه صانع عالم جز يكى نمىباشد الخ . اما مرتبه سيم كه توحيد اهل كشف است و اين آنست كه سالكان بعد از توحيد اول و ثانى به تحليه مشغول گردند و در لقمات احتياط به جاى آرند و ترك لذّات و شهوات نفسانى بگويند و روى از شهادت انفس و آفاق بگردانند و متوجّه غيب آفاق و انفس گردند و چهار تكبير بر سر شش جهت عالم گويند و خلوت و عزلت و دوام طهارت و مواظبت ذكر را شعار خود سازند چندانكه آبگينه وجود ايشان از غبار كثافت پاك گردد و عكس‌پذير شود و نقوش اسرار ملك و ملكوت در آن

--> ( 1 ) - در ابتداى اين كتاب چنين مسطور است : نبذه‌اى از كتاب جواهر الاسرار منتخب مفتاح الاسرار تأليف على حمزة بن على ملك بن حسن الطوسى المنسوب الى احمد بن محمد الزمجى الهاشمى المروزى المعروف بآذرى كه در سنه 840 انتخاب شده .